![]() |
![]() |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 19:3 توسط رضا |
|
|
کاش تو قحطی شقایق ٬ ما بشیم سوار قایق بشینیم ٬ بریم تو دریا ٬ من و تو ٬تنهای تنها ماهیا خیلی امینن ٬ نمیگن اگه ببینن ...................... پس ببین ! یادت بمونه ٬کسی ام اینو ندونه ... زنده بودیم اگه فردا وعده ی ما لب دریا
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 11:44 توسط رضا |
|
|
اونکه پشت شیشه شبا سر می زاره می دونه که پنجره بین ما دیواره ازپشت شیشه ها با رنج بی زبونی می خونه با اشاره حدیث مهربونی پشت این پنجره های بسته ی نامهربون برام از خوبی و از شادی بخون صدای گریه هامون نوای هر شب ماست تو این شب غریبه صدای تو آشناست تو این کویر غربت کسی به فکر ما نیست به فکر آبی دور به فکر دریا ها نیست شب نباید تو دلم خونه کنه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 12:5 توسط رضا |
|
|
ما که رفتیم یادت باشه دیوونه بودیم واسه تو یک عمر اسیر تو کنج خونه بودیم ما که رفتیم تو بمون با هر که دوستش داری با اونی که پنهونی سرتو رو شونش می زاری ما که رفتیم ولی این رسم وفا داری نبود قصه ی چشمای تو واسه ما تکراری نبود ما که رفتیم حالا تو موندی و عشق جدید ما که رفتیم ولی مزد دستای ما این نبود دل ما لایق این که بندازیش زمین نبود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 19:28 توسط رضا |
|
|
دوستتون دارم
من تنها من خسته من مجنون من عاشق من گریه من ساده تو زیبا تو خفته تو لیلی تو همراه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 11:12 توسط رضا |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 11:25 توسط رضا |
|
|
عشق يعني با تو خواندن از جنون عشق يعني سوختنها از درون،
عشق يعني سوختن تا ساختن ، عشق يعني عقل و دين را باختن ،
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 17:50 توسط رضا |
|
|
مرا صد بار اگر از خود براني دوستت دارم به زندان جفايت گر کشاني دوستت دارم به پيش خلق گر نتوان حديث عشق را گفتن درون سينهِ ي تنگم نهاني دوستت دارم به جرم عشق تو صد زخم کاري برجگر دارم جگر سهل است گر خونم فشاني دوستت دارم چه حاصل از جفا کردن چه سود از مهر ورزيدن مرا لايق بداني يا نداني دوستت دارم به چشمان تو سوگند اي گل زيبا مرا هر چند سزاوار حريم خود نداني دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم دی 1386ساعت 18:44 توسط رضا |
|
|
دلم برات تنگه عزیز...
دلـــــــــــــم برات تنگه عـــزيز،يادي نميكني ز من دارم ديـــــــــــونه ميشمو،نميبيني نيـــــــــــــاز من
ميخوام ببينمت ولــــــــي،فاصله از من تا خداست خودم هزار و يك طرف،همه حواسم بــه شماست
وقتي نميبينم تو رو، چشمامو واسه كــــي بخوام نفس برام سمي ميشه، هــوا رو واسه كي بخوام
انگار نه انگار كه دلـــــــــــي، براي بودن تو بود
به جون تو،بدون تـــــــــــــو،ديگه دارم دق ميكنم
صورت مــــــــــــاه تو عزيز، ديواراي خونه شده هر كــــــــــــــي ميبينتم، ميگه طفلكي ديونه شده
تو رو خدا راضي نشو، بيشتر از اين هـــدر بشم ديگه بسه راضي نشو، اينجوري در بــه در بشم
وقتي نميبينم تو رو، چشمامو واسه كـــي بخوام نفس برام سمي ميشه، هوا رو واسه کی بخوام
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 18:43 توسط رضا |
|
|
مث اون مـــوج صـــبوري، كه وفــا داره بـــه دريا
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 18:36 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
RSS
|